ذاکریان: موقعِ چیدن میوه برجام به نفع ملت است

شش سال از اجرای برجام می‌گذرد، توافقی که در ۲۳ تیرماه ۱۳۹۴ میان ایران و کشورهای گروه ۱+۵ تحت عنوان “برنامه جامع اقدام مشترک” تفاهم شد و به یک بحران غیرضرور و ساختگی یک دهه‌ای علیه ایران در سطح بین الملل پایان داد.

در عین حال تفاهم بر سر این برنامه جامع اقدام مشترک شروع کار بود و اجرایی شدن این توافق هفت خانی بود که عبور از آن با روی کار آمدن دونالد ترامپ در آمریکا غیرممکن شد. 
دونالد ترامپ، رییس جمهور وقت آمریکا در دو سال ابتدایی روی کار آمدنش از طرق مختلف سعی کرد بر سر راه اجرای این توافق مانع تراشی کند و در نهایت در ۱۸ می ۲۰۱۸ به طور رسمی از این توافق چند جانبه با وجود مخالفت صریح هم پیمانان اروپایی خود و چین و روسیه خارج شد. هر چند جامعه بین الملل از خروج آمریکا از برجام حمایت نکرد و در مجامع و نهادهای بین المللی با اقدامات و مانع تراشی های آمریکا مقابله شد اما از فردای خروج آمریکا، برجام دیگر روی خوش ندید.

دونالد ترامپ در سال ۲۰۲۰  نتوانست برای بار دوم در جایگاه رییس جمهوری آمریکا از سوی مردم این کشور انتخاب شود و جای خود را به جو بایدن معاون اول باراک اوباما، حامی و هدایت کننده مذاکرات هسته ای از سوی آمریکا در مذاکرات ایران و ۱+۵ داد.

مذاکرات بازگشت به برجام و احیای این توافق اما با وجود چندین دور برگزاری در وین و دست یافتن طرف ها به توافق های اولیه هنوز در هاله ای از ابهام قرار داد و به نظر تحولات سیاسی – انتخاباتی در آمریکا و ایران بر روند این مذاکرات بی تاثیر نبوده است.

مهدی ذاکریان، استاد دانشگاه و کارشناس مسایل حقوقی و سیاسی در گفت‌وگو با ایسنا به بررسی برجام و شرایط فعلی آن نزد ایران و کشورهای گروه ۱+۵ و نیز در سطح بین‌الملل، موانع و چالش های بر سر راه اجرای آن در شش سال گذشته و چشم انداز اجرای آن در آینده پرداخته است.

وی با اشاره به نگاه انقلاب اسلامی به نظام بین الملل با تاکید بر سیاست “نه شرقی، نه غربی” گفت: طبعا با این رویکرد غرب و آمریکا همراه با شوروی سیاست خارجی ایران و کلیت ایران را تایید نمی‌کردند . آمریکا و دیگر هم پیمانانش اجازه نمی‌دادند و نمی‌دهند که ایران به قدرت تبدیل شود و حتی اگر عمل نامشروعی مثل تجاوز عراق به ایران انجام شود، آنها از این اقدام صدام علیه ایران حمایت می‌کنند. در همین راستا دیدیم که همه کشورها یکپارچه علیه ایران از صدام حمایت کردند.

ذاکریان گفت: اما به خاطر رهبری امام خمینی (ره) و چهره کاریزماتیک و محبوبیتی که در میان مردم داشت و ایثارگری های مردم، ایران توانست از خاک خود دفاع کند و به هر قیمتی آن دوره را پشت سر بگذارد، اما امام خمینی یک درس هم آموختند و آن این بود که باید قطعنامه شورای امنیتی را پذیرفت که ساختار شرق و غرب آن را ساخته بودند و در زمان حیات امام (ره) این اتفاق افتاد. پذیرش قطعنامه از سوی ایران در آن مقطع یعنی باید با مقدورات خود با دنیا حرف بزنیم و عمل کنیم. این درس امام(ره)را اما عده‌ای از معماران انقلاب متوجه شدند و عده‌ای هم هنوز متوجه نشدند، یا نمی‌خواهند متوجه شوند.

وی معتقد است: به همین روی دو دیدگاه در ایران به شکل تقابلی و نه همکاری جویانه پدید آمده است؛ یک دیدگاه این است که تعامل و همکاری با دنیا داشته باشیم و یک دیدگاه هم به دنبال تعارض با دنیاست.  ماندن در سر جای خود با تکیه بر توان و موقعیت داخلی دیدگاه شبه مائویستی که مبتنی بر نگاه کمونیستی، انزوا در درون و مائویستی بوده است، در حالی که نگاه اول متکی بر درهای باز بسوی جهان مشابه دیدگاه چوئن لای بود که می‌گفت باید با دنیا کار کرد. این دو نگاه با ادبیات جناب خاتمی طی دوم خرداد ۷۶ به زیر کشیده شد و نگاه مبتنی بر گفت و گوی تمدن ها پارادیم سیاست خارجی جمهوری اسلامی را به متن تعاملات بین المللی ارتقا داد. در عین حال نگاه مبتنی بر تعامل و گفت‌وگو با دنیا در انتخابات سال ۹۲ و ۹۶ نیز توسط مردم تایید شد و به دنبال آن مذاکرات هسته‌ای استمرار یافته و در نهایت برجام هم تصویب شد. 

این استاد دانشگاه ادامه داد: وانگهی پس از جنگ تحمیلی ایران و عراق؛ دو نگاه در دنیا نسبت به ایران شکل گرفت؛ یک نگاه این بود که می‌گفتند ایران یک بازیگر یاغی و شرور در منطقه و دنیا است و باید آن را حذف کنیم و تئوری “تغییر رژیم” را کلید زدند، نگاه دیگر این بود که می‌گفت می‌توان با ایران همکاری و صحبت کرد و با سیستمی که در ایران است، ادامه کار داد و این نگاه را اروپایی‌ها، ژاپن، چین و روسیه حمایت کردند و نگاه اول را بوش پدر و پسر، ترامپ، عربستان سعودی بن سلمان و اسراییل دنبال کردند.

وی با اشاره به روی کار آمدن دولت یازدهم و تلاش برای دنبال کردن رویکردی متفاوت در پیگیری حقوق هسته ای ایران تصریح کرد: اتفاقی که افتاد این بود که وزیر خارجه‌ای در ایران انتخاب شد که باهوش و مسلط به تعاملات و روابط و حقوق بین الملل بود. آقای ظریف تلاش کرد تا رویکرد مبتنی بر “تغییر رژیم” ایران را با تحولات داخلی آمریکا و نگاه دوم که معتقد به تعامل با ایران است پیوند بزند و از سویی مسئولان کشور را به این مسیر هدایت کرد که اگر آمریکا را نسبت به درستی نگاه دوم متقاعد کنیم، دیگرانی که دنبال تغییر رژیم در ایران هستند به ناچار از او تبعیت می‌کنند و اینجا بود که واژه‌ای به نام “کدخدا” متولد شد؛ یعنی کسی که منبع و منشاء دشمنی با ایران است آن را ابتدا باید نابود کنیم و این رویکرد روی میز آمد و مردم به آن رای هم دادند. این رویکرد با پارادیم گفت وگوی تمدن های وضعیتی را رقم زد که ایران در نظام بین الملل به عنوان بازیگر مهم مورد پذیرش جهانی قرار گرفت. 

ذاکریان تصریح کرد: کارگزاران نگاه تعامل با دنیا در دولت یازدهم که رای مردم و تایید مقامات عالی کشور را داشتند در مذاکرات هسته ای حرف‌شان این بود که همه حقوق غنی سازی، پیشرفت هسته ای، رفع تحریم ها و تعامل با دنیا را حفظ کنیم و از طرفی ایران حاضر است نگرانی‌هایی که از سوی هر دو گروه تغییر رژیم در ایران و اذنابش وجود داشت و نیز آنهایی که معتقد به گفت‌وگو با ایران بودند را رفع و به آنها ضمانت دهد. آن ضمانت هم نظارت آژانس بین المللی انرژی اتمی بر فعالیت‌های هسته‌ای ایران در سطح اجرای پروتکل الحاقی و فراتر از آن بود. وزیر امور خارجه ایران از دوراندیشی لازم بهره‌مند بود به اندازه ای که در روند مذاکرات و برجام گفتند که همه کارهایی که در قالب تعهد از سوی ایران انجام می شود، نمی تواند دائمی باشد چون بعد از مدتی همکاری، اعتماد میان طرف ها حاصل می شود و دیگر لزومی ندارد که دوربین بگذارند و رصد کنند و در مسایلی مثل غنی سازی و تسلیحات متعارف زمان بندی شد و بعد از دوره ای ۵ ساله و هشت ساله و … نظارت ها و محدودیت ها در بخش تسلیحات متعارف و هسته ای رفع می‌شد.

این کارشناس مسایل بین الملل گفت: با این رویکرد بساط خیلی از دشمنان جدی ایران و خیلی از کاسبان قدرت در داخل ایران جمع می شد و تشت رسوایی دو گروه از مخالفان بیرونی و داخلی از بام بر زمین افتاد و البته صدایش به گوش همه می رسید. اما از همان آغاز دیدیم که عده‌ای از اسراییل گرفته تا امارات و سعودی و عده‌ای در داخل در روزنامه‌ها و جناح‌های سیاسی قدرت طلب که گاهی حتی احترام به قانون و نیز نگاه امام و رهبری را هم زیر سوال می‌بردند و اقداماتی خارج از سیاست های کلان انجام می شد، مثل حمله به سفارت سعودی در ایران. علاوه بر این ها عده‌ای در دانشگاه ها و مراکز علمی، مشاوران علمی دولت اصلاحات و … نیز بودند که با ادله‌ای به ظاهر دانشگاهی اما در باطن انگیزه های سیاسی و نگاه هایی مبتنی بر حسادت و رقابت و سهم خواهی حرف های عجیب و نامانوسی درباره برجام زدند و در این میان آنچه قربانی بود منافع ملی ایران بود.

ذاکریان با بیان این که برجام پدیده‌ای مقدس نبوده، نیست گفت: اما منافع و نتیجه این توافق می‌توانست برای مردم ایران مقدس باشد. با اعلام توافق ایران و ۱+۵ سرمایه گذاری در بخش های نفت و گاز، ساخت و ساز مسکن، خودرو و غیره کلید خورد اما با بهانه‌جویی سه گروه در مخالفت با برجام، مانع تراشی های زیادی شد و اجرای برجام به تاخیر افتاد تا این که گروه حامی تغییر رژیم و دشمن با ایران در آمریکا روی کار آمدند؛ فردی از افراطی‌ترین و پوپولیست‌ترین جمهوری خواه هان رییس جمهور آمریکا شد. فردی که از هیچ منطقی پیروی نمی کرد. نمی‌توانستیم بگوییم که ترامپ فقط با ایران مشکل دارد او با کشورها و قراردادهای زیادی مشکل داشت و بر سر راه آنها مانع تراشی کرد. البته معتقدم اگر ما هم در ایران در میان گروه های مختلف سیاسی یکدستی و یکپارچگی داشتیم می توانستیم از برجام همان طور که مکزیک از نفتا حمایت کرد و با آمریکا به تفاهم رسید حمایت کنیم. اما در ایران نیروهای داخلی و خارجی دست به دست هم دادند تا برجام به هیچ وجه و شکلی اجرا نشود یا به بدترین شکل اجرا شود.

وی ادامه داد: به یاد دارم وقتی ترامپ از برجام خارج شد، طیف داخلی مخالف برجام گفتند باید برجام را آتش زد و این توافق دیگر بی‌ثمر است و این یعنی، آتش زدن منافع ملی ایران. کاری که اسراییل و ترامپ مدتها بود دنبالش بودند. اما سیاست صبر استراتژیک سبب شد که شرایط برعکس شود و  وضعیتی که به ضرر ایران می‌توانست تمام شود کاملا به ضرر آمریکا تمام شد. آمریکا درخواست قطعنامه علیه ایران در شورای امنیت داد اما همه کشورها درخواست آمریکا را محکوم کردند و خروج این کشور از برجام را رد کردند. نیکی هیلی نماینده وقت آمریکا در سازمان ملل برای نقض حقوق بشر در ایران درخواست قطعنامه داد اما کشورها اجازه طرح مساله را نداند و برای اینکه اسنپ بک را به بهانه ای فعال کنند، راه به جایی نبردند. در ناکامترین پیشنهاد قطعنامه که فقط آمریکا و دومینیکن به آن رای دادند و برای اولین بار در تاریخ سازمان ملل پس از جنگ جهانی دوم در قرن بیستم و قرن بیست و یکم این اتفاق روی داد. بنا بر این، ایران کاری کرد که آمریکا در انزوا قرار گرفت و همین سیاست خارجی دقیق ایران سبب شد که ترامپ و پمپئو که ۱۲ شرط را برای مذاکره با ایران طرح کردند، گفتند که شرطی نداریم، فقط بیایید حرف بزنیم و توافقی بهتر از برجام انجام دهیم اما با این حال باز گروهی در داخل بر طبل تنش و مقابله کوبیدند تا دیگران که همچنان از برجام حمایت می‌کردند را به سمت ترامپ ببرند.

این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: در این شش سالی که برجام اجرا شد، با وجود خروج ترامپ اما این توافق باز هم منفعت داشت در حالی که این سناریو می‌توانست به شکل دیگری رقم بخورد. تمام قطعنامه‌های شورای امنیت علیه ایران برداشته شد و هیچ کدام از تحریم‌های ترامپ مشروعیت نیافته و باید از بین برود، از این رو با اینکه دو گروه مخالف آن در داخل و خارج اجازه ندادند منافعش به منافع ملی ایران پیوند بخورد، اما برجام به اندازه‌ای دقیق و صحیح تهیه شده که اجازه نداد ضررهای آن با منافعش پیوند بخورد، یعنی تحریم‌های شورای امنیتی بازگردند، نزاع و درگیری پیش آید، مردم ایران در شرایطی قرار گیرند که در دنیا تنها بمانند.

ذاکریان تصریح کرد: الان موقع چیدن میوه برجام به نفع مردم ایران است. الان آمریکا و دنیا آماده اجرای این توافق هستند، آمریکای بایدن پذیرفت که خروج ترامپ اشتباه بوده است و این بسیار مهم است و باید از آن استفاده کرد.

وی تاکید کرد که “چه روحانی و چه رییسی اگر از مزایا و میوه این توافق بهره ببرند، آن بهره متعلق به ملت ایران است، نه بهره حزبی و سیاسی. پیروزی ملت ایران پس از تحمل مشقت و مقاومت زیاد است.”

انتهای پیام

نظرات بسته شده است.